نور الدين جعفر بدخشى
110
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
از خود به خدا مرو به تأويل * توجيه « 1 » مكن به وجه تمثيل زنهار به حجّت « 2 » قياسى * غرّه نشوى به حقشناسى و اگر حق تعالى او را دست « 3 » گيرد و از ظلمت نوم و غفلت خسبان شهوت « 4 » بيرون آرد ، به نور يقظه « 5 » معلوم كند وراى اين مرتبه « 6 » دنيّه « 7 » مراتب عاليه است و وراى اين لذات « 8 » ثانيه لذات باقيه است . پس توبه « 9 » كند ( آ : برگ 33 ب ) از اشتغال به غير خداى « 10 » تعالى و روى به سلوك آرد . « 11 » نظم « 12 » علمى كه خداىدان شوى تو * اين است كجا همىروى تو ( ت ) آن علم طلب كه با تو ماند * آن دم كه ترا ز تو رهاند اين علم فريضه تا نخوانى * تحقيق صفات حق « 13 » ندانى « 14 » و « 15 » چون به مداومت شرائط مذكوره ( ل ) « 16 » اقبال نمايد ، انوار كثير ساطعه مربّى « 17 » گردد در باطن و اوايل آن انوار را « 18 » كه امثال بروق ظاهر « 19 » شود و زود
--> ( 1 ) آ ، ت ، ل ، ن : تشبيهه . ( 2 ) ن : تحجب . مصرعه آخر به مصرعه سوم در آ : مقلوب شده . براى ابيات : رك به مثنوى : زاد المسافرين ، ص 7 . ( 3 ) ب : دوسبت . ( 4 ) ل : ندارد ، گ : و حسبان شهرت . ( 5 ) اليقظة من سنة الغفلة و النّهوض عن ورطة الفترة . . . و هى اوّل ما يستنير قلب العبد بالحياة لرؤية نور التنبيه ( منازل السائرين ، ص 24 به بعد ) . ( 6 ) ل ، ن ، گ : وراى اين مرتبه كه او دارد . ( 7 ) آ ، ت : سنيه . ( 8 ) گ : لذت . ( 9 ) آن ، ن : توجه كند . ( 10 ) ب : حق . ( 11 ) ل : آورد . ( 12 ) ل : مثنوى ، ت : برگ 27 الف . ( 13 ) آ ، ت ، ن ، گ : خود . ( 14 ) اين ابيات سرودهء امير حسينى معروف به هروى است رك به : مثنوى زاد المسافرين ، ص 7 . ( 15 ) ل : ندارد . ( 16 ) ل : برگ : 24 الف . ( 17 ) ل : مترتب ، گ : مرئى . ( 18 ) ن : ندارد . ( 19 ) آ ، ب ، ن : بروق ظاهر ظاهر .